عوامل مهم تهدید کننده ی روابط زناشویی درایران
قبل از دیدن تصاویر زیر به سایت های زیبای زیر نیز سری بزنید
www.takcarpet.blogfa.com www.takcarpet.ir ![]()
روی یکی از سایت های بالا دیدن نمایید تا زیباترین و نفیس ترین کالا را جهت دکوراسیون خانه ببینید
احترام به پدر و مادر یا پرستش آن ها:
مشکلات جدی در رابطه با خانواده ی اصلی:
در ایران بسیاری از اختلافات زناشویی نتیجه ی دخالت های نابه جا و غیرمنطقی خانواده های اصلی در روابط زناشویی زوجین است. متأسفانه بسیاری از خانواده ها پس از ازدواج به استقلال فرزندان خودشان احترام نمی گذارند و به خود اجازه ی هرگونه مداخله را می دهند. در بسیاری از موارد پدران و مادران از هر لحاظ فرزندان خود را تکه ای از وجود خود می دانند و این اجازه را به خود می دهند که درباره مسائل زناشویی آن ها تصمیم گیری یا اظهارنظر کنند. در این گونه موارد والدین به تمایز خود از فرزندان خویش نرسیده اند. تمایز خود از دیگری موضوعی است که باید در رابطه با والدین و فرزندان جدی گرفته شود. در مواردی هم مشاهده می شود که فرزندان به تمایز خود از دیگری نرسیده اند. این تمایز به معنای قطع رابطه نیست بلکه بدین معناست که والدین و فرزندان ضمن حفظ حس استقلال خویشتن و احترام به حریم های خصوصی یک دیگر، هم چنان به هم محبت کنند و در عین دست داشتن یکدیگر، اجازه ی دخالت به حریم های خصوصی و زناشویی را ندهند. این به معنای بی احترامی به یکدیگر و در عین حال به معنای پرستش یکدیگر نیست.
ازدواج فرزندان طلاق و خانواده های دچار مشکل:
یکی از عوامل مشکل ساز در زمینه ی ازدواج به وضعیت خانواده ی زوجین باز می گردد. دختر یا پسری که حاصل خانواده ی طلاق هستند زمینه های خطر را بالقوه با خود به داخل روابط زناشویی حمل می کنند یا خانواده هایی که مدام در کشمش به سر می برند نمی توانند فرزندانی پرورش دهند که روابط زناشویی آینده شان بدون مشکل باشد. دختر یا پسری که دایماً شاهد منازعات لفظی یا فیزیکی پدر و مادرش بوده، در بیش تر مواقع نمی تواند با همسر خود روابط سالم و رضایتمندی داشته باشد. یکی از روان شناسان خانواده، سخن جالب توجهی دارد و آن این که ما ازدواج می کنیم تا توسط همسرمان، زخم ها و جراحات دوره ی کودکی خود را التیام بخشیم. زمای که همسران ما نتوانند حداقلی از التیام برای زخم های پر تشنج و پرکشمکش زندگی می کنند، انتظار می رود که زخم ها و حتی دمل های چرکینی داشته باشند که در اوایل ازدواج احتمال حداقل التیام آنان بسیار کم و ضعیف است. مخصوصاً این امر زمانی اتفاق می افتد که ماهیت انتخاب و فرد انتخاب شده برای همسری، هیچ گونه تناسبی با زخم ها و جراحات تجربه شده ی طرف مقابل ندارد. برای مثالی زنی که دارای خصوصیات خودشیفته است با مردی ازدواج می کند که دارای جراحات بسیار شدیدی در دوره ی کودکی مربوط به روابط والدینی است، چنین ازدواجی نمی تواند حداقل رضایت از زناشویی را به همراه داشته باشد.
از طرفی باید توجه داشته باشیم که والدین برای ما مانند مدل هایی عمل می کنند که سعی داریم آگاهانه یا ناآگاه رفتار آنان را در زندگی زناشویی مان تقلید کنیم. در خانواده های پدرسالار یا برعکس مادرسالار، افراد سعی دارند این نظام سالاری را در زندگی زناشویی خود هم تکرار کنند. یا در مواردی چنان چه از مادرسالاری یا پدر سالاری متنفر شده باشند به صورت واکنشی، کوشش می کنند تا نظامی از روابط را حاکم کنند که با سبک خانواده ی اصلی خود متفاوت باشد. برای مثال پسری که از نظام مادرسالاری زندگی خانوادگی اش رنج بسیار برده است، سعی می کند در روابط زناشویی اش یک نظام مرد سالارانه ایجاد کند.
مشکلات در روابط با دیگران:
افرادی که فاقد مهارت های لازم اجتماعی هستند و از انزوای اجتماعی و کمبود دوستان رنج می برند، همواره پس از ازدواج در روابط زناشویی مشکلاتی ایجاد می کنند. سعی می کنند از رفت و آمدها اجتناب کنند، در مراسم ها و دید و بازدیدها گوشه گیری را پیشه کنند و این می تواند باعث اختلافات جدی میان زن و شوهر شود. زمانی که در این زمینه یکی از زوجین و خانواده اش در قطب متضاد زوج دیگر قرار گیرد، این وضعیت می تواند چاشنی بسیاری از تنازعات زناشویی شود.
تاریخچه ای از عدم ثبات شغلی:
در جامعه ی ایران این مشکل بیش تر در رابطه با مردها صادق است، زیرا مسئولیت تأمین مالی زن و خانواده به عهده ی مردان است. مردانی که دارای سوابقی از عدم ثبات در اشتغال هستند، اغلب دیده شده است که نوعی عدم مسئولیت در قبال مسائل و مشکلات زندگی نشان می دهند. یکی از شکایات اصلی خانواده های آنان همین عدم احساس مسئولیت است.
برچسب:
نویسنده: بردیا کاشفی